باز باران باترانه می خورد بر بام خانه خانه ام کو،خانه ات کو،آن دل دیوانه ات کو؟روزهای کودکی کو؟فصل خوب کودکی کو؟ یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟پس چه شد دیگر کجا رفت؟ خاطرات خوب وشیرین کوچه ها شد ، کوی بن بست در دل تو آرزو هست؟ کودک خوشحال دیروز ، غرق در غمهای امروز یاد باران رفته از یاد ، آرزو ها رفته بر باد باز باران ، باز باران می خورد بر بام خانه بی ترانه ، بی بهانه شایدم ، گم کرده خانه !!!!!!!!
برچسب:
نویسنده: یوسف امیری